ثریا ابراهیمی

امیر اهنگران, [11.10.16 15:46]
[Forwarded from عکس نگار]
‍ (http://axnegar.fahares.com/axnegar/LRw8Blo4Fuwgxd/1805427.jpg) ‍ 🍁آخرین معشوقه ایران درگذشت.
ثریا ابراهیمی (پری) معشوقه معروف استاد شهریار دیروز در آمریکا دارفانی را وداع گفته و بسوی حق شتافت.
پری معروفترین وآخرین معشوقه ی نامدار ایران بلطف شاعرمعاصراستاد شهریار که بحق قسمتی از ادبیات ما مدیون ایشان است وگرنه شهریار بجای شاعر شدن ، پزشک میشد و شاید دیگه شاهد شاهکارهای نظیر:
"آمدی جانم به قربانت..." و امثال آن نبودیم.
استاد شهریار در پی یک شکست عشقی ترم آخر پزشکی دانشگاه را رها میکند و ترک تحصیل مینماید.
یعنی حدود 6 ماه قبل از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه به دلیل شکست عشقی انصراف میدهد.
او که به خواستگاری دختری از آشنایان میرود چون وضع مالی مناسبی نداشته و در ابتدا مشهور هم نبوده جواب رد میشنود.
استاد ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺗﺎ 47 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﺠﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ...
ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﻓﺖ، به ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ بوﺩ !!!
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ در ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ به ﺩﺭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ بچه ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺩ که واقعاً معرکه است :

ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ
ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ؛ ﭘﺴﺮﻡ

ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ
ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ

ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ
ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ

ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ
ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ

ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ
ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ
ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ
ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻡ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ
شهریار در یکی از سمینارها و شب شعری که در شیراز به مناسبت بزرگداشت سعدی و حافظ برگزار میگردد دعوت میشود.در آن سمینار شهریار غزل زیبایی میخواند که همه مبهوت میشوند.
یک دختر دانشجوی رشته ادبیات از دانشگاه شیراز بلند میشود و مقاله ای در توصیف شهریار میخواند و او را شهریار مسلم غزل میخواند.
دختر در پایان جلسه نزد شهریار میرود و خیلی زیاد از شهریار تعریف مینماید و میگوید که من عاشق و شیفته شما و این غزلتان شده ام.
شهریار از دختر میپرسد نام شما چیست؟
دختر میگوید غزاله
شهریار فی البداهه این تک بیت را میگوید
((شهریار غزلم خواند غزالی وحشی
چه خوش است با غزلی صید غزالی کردم))
استاد شهریار در اواخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان بستری میگردد و دکتر خانواده او را جواب میکند.دوستان و آشنایان شهریار برای بهبود روحیه او میروند و با اصرار آن خانم عشق قدیمی شهریار را راضی میکنند که به عیادت شهریار برود.عشق قدیمی شهریار که حالا یک پیرزن بود قبول میکند که به عیادت شهریار در بیمارستان برود.
وقتی عشق قدیمی شهریار به بیمارستان میرود شهریار روی تخت بیمارستان خواب بوده است اما صدای قدمها و گام عشق قدیمی خود را میشناسد و از خواب بیدار میشود.وقتی عشق او در اتاق را باز میکند شهریار این شعر مشهور که از مفاخر ادبیات فارسی هست را برای عشق قدیمیش میسراید:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بیوفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر
زین سفر راه قیامت میرود تنها چرا.

🆔  @historyguidingfuture

وجه تسمیه اورمیه:

وجه تسمیه اورمیه: به قلم دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی
شکل صحیح نوشتاری این شهر اورمیه می باشد نه ارومیه
نام اورمیه متشکل از دو کلمه اور   UR و میهMiyə   می باشد. جزء نخستین این کلمه ترکی می باشد. در زبان ترکی 5000 سال قبل به نام ترکی سومری اور پایتخت کشور سومرها اور نام داشت. می دانیم غرب آذربایجان تحت عنوان دولت آراتتا با سومریان از نظر فرهنگی  و زبانی همانندی داشتند .
در زبان ترکی باستان مربوط به 5000 سال قبل کلمه « اور» به معنای شهر  و آبادی بوده است. این کلمه در نام شهر اورومچی در ایالت ترکستان چین هم به یادگار مانده است.
 زبان ترکی سومری در آن زمان حالت بین المللی داشته و ملل مختلف و همجوار این کلمه را به شکل وسیع و گسترده ای اخذ و استفاده می کردند. این کلمه به ملل همجوار آشور و کلده و سامی هم نفوذ کرد و دایره آن گسترش یافت. کلمه اورشلیم بارزترین شکل این کلمه در منطقه می باشد که قسمت اولیه آن یعنی " اور" به زبانهای سامی و عبری نیز نفوذ یافته است. کتاب تاریخ ماد حاوی ده ها اسم خاصی می باشد که دارای ترکیب " اور" می باشد.
اما جزء دوم  این توپونیم « میه »  Miyəنام قومی از ترکان بوده که چهارهزار سال قبل در منطقه می زیستند و میتانی نام داشتند.. میتانی ها به تأیید بسیاری از مورخین نظیر مارکوارت و هرتسفلد ساکنین اولیه منطقه و ترک زبان بودند. بنابراین میتوان "اورمیه" را به معنای "شهر قوم میتانی" معنا کرد.
موارد نادرست وجه تسمیه
1- جماعتی اورمیه را به معنای شهر آب ها معنی  می کنند و مدعیند اورمیه کلمه ایست سریانی. این وجه تسمیه تراشی به ظاهر از مینورسکی  شروع شده و امروزه نیز عده ای ناآگاهانه بر آن پا فشاری می کنند. حال اینکه استقرار قوم و زبان سریانی در منطقه نسبت به استقرار فرهنگ ترکی باستان در اورمیه قدمت چندانی ندارد. در ثانی میه در زبان عبری به معنای روشنایی است نه آب و در هزوراش پهلوی «میاه» آب خوانده می شود. یعنی ترکیب کلمه مرکب از دو کلمه با دو سیستم زبانی کاملا متفاوت می باشد. این نوع تفسیر از نظرعلم اتیمولوژی «فقه اللغه» کاملا عامیانه محسوب شده و مردود است.
2- عده ای نام قدیم شهر را « تبارما » دانسته اند که نادرست است. از آنجائی که بعضی ها « آتشکده شیز» را در اورمیه می پنداشتند و در سال 623.م این آتشکده از سوی هراکلیوس به آتش کشیده شد و در متون رومی نام این شهربه آتش کشیده «تبارما» ذکر شده بعضی ها « تبارما » را اورمیه می پندارند که اشتباه محض است.

نگاهی گذرا به زبان ترکی

A. Pirmorad, [25.09.16 08:14]
[Forwarded from narges]
ترکا بخونن
یکی بهم گفت ترکی یادم بده گفتم باشه
دوز یعنی نمک
دوز یعنی درست
دوز یعنی بچین
دوز یعنی خوک
دوز یعنی صبرکن
لبخندی زد وگفت اینو نمی توانم یکی دیگه بگو... گفتم باشه:
................................................
اوزوم یعنی خودم
اوزوم یعنی صورتم
اوزوم یعنی شناکنم
اوزوم یعنی جداکنم
اوزوم یعنی انگور
...............................................
کفت : اینم نمی توانم بنویس بده از رویش بخوانم.گفتم باشه نوشتم
:کتی گتی کتی گتی گتی چست؟
گفت یعنی چی ؟؟؟
گفتم یعنی: دهاتیه رفت کت رو برداشت و برگشت
...............................................
اندر عجایب زبان ترکی...
فعل " چیخدیم"
کنکوردان چیخدیم(قبول شدم)
پله دن چیخدیم(بالا رفتم)
حسابیندان چیخدیم(کسر کردم)
اداره دن چیخدیم(خارج شدم)
سالدیم چیخدم(نشستم فکر کردم)
بکارچیلیغا چیخدیم (تعطیل شدیم)
...............................................
و او همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد!!!!!!!!!!!!!




در زبان ترکی 9 نوع گریه کردن داریم: آغلاماق ، سیزلاماق، زیرلاماق، سیزیلداماق، اینله مک، زاریماق، هوکورتمک، ایچین چالماق، وییلداماق. دکتر صابر مقدم که پزشک فارس زبان و مشهوری در تبریز است می گفت: اوایل آمدنم به تبریز مریضی داشتم که می گفت "معدم گوینییر" گفتم " درد می کنه؟" گفت یوخ آغریمیر گوینییر! و من بعد ها فهمیدم که ترک ها به زخم معده می گویند گوینییر و به درد عصبی معده می گویند آغریماق و به التهاب معده می گوین سانجی. یعنی بدون آندسکوپی می توانم برایشان دارو تجویز کنم! چون زبانشان انواع درد کردن را تجزیه تحلیل می کند!" به افتخار همه ترک زبان ها.
"ویژگی ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ"

ﺍعضای ابتدایی گوارش ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ با ﺣﺮﻑ "د" شروع ﺷﺪﻩاند:

ﺩﯾﻞ‏(ﺯﺑﺎﻥ‏)
ﺩﻭﺩﺍﻕ‏(ﻟﺐ‏)
ﺩﺍﻣﺎﻕ‏(ﮐﺎﻡ‏)
ﺩﯾﺶ‏(ﺩﻧﺪﺍﻥ‏)
ﺩﯾﻤﺪﯾﮏ‏(ﻣﻨﻘﺎﺭ‏)

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ "ﻕ" :

ﻗﯿﭻ‏(ﭘﺎ‏)
ﻗﻮﻝ‏(ﺩﺳﺖ‏)
ﻗﺎﻧﺎﺩ‏(ﺑﺎﻝ‏)
ﻗﻮﯾﺮﻭﻕ‏(ﺩﻡ‏)
ﻗﺎﺭﻭﻥ‏(ﺷﮑﻢ‏)
ﻗﻮﻻﻕ‏(ﮔﻮﺵ‏)

ﺍعضای ﭼﺸﻢ ﺑﺎ "گ" :

گؤﺯ‏(ﭼﺸﻢ‏)
ﮔﺎﺵ‏(ﺍﺑﺮﻭ‏)
ﮔﯿﻠﻪ‏(ﻋﻨﺒﯿﻪ‏)
ﮔﯿﭙﺮﯾﮏ‏(ﻣﮋﻩ‏)

ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺗﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﺎ "ﺏ" :

ﺑﺎﺵ‏(ﺳﺮ‏)
ﺑﻮﯾﻨﻮﺯ‏(ﺷﺎﺥ‏)
ﺑﻮﯾﻮﻥ‏(ﮔﺮﺩﻥ‏)
ﺑﺌﻞ‏(ﮐﻤﺮ‏)
ﺑﻮﺧﻮﻥ‏(ﭘﺸﺖ‏)
ﺑﻮﺭﮎ‏(ﻗﻠﻮﻩ‏)
ﺑﺎﺭﺳﺎﻕ‏(ﺭﻭﺩﻩ‏)

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ بؤﺭﮎ‏(ﮐﻼﻩ‏) ﻭ ﺑﺎﺷﻤﺎﻕ‏(ﮐﻔﺶ‏) ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ میپوﺷﺎﻧﻨﺪ, ﺍﺯ ﺭﻭﯼ این ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻮﺩﻩ؛

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺗﯿﺰ دارای زاویه با "د" :

ﺩﯾﺮﻧﺎﻕ‏(ﻧﺎﺧﻦ‏)
ﺩﯾﺰ‏(ﺯﺍﻧﻮ‏)
ﺩﯾﺮﺳﮏ‏(ﺁﺭﻧﺞ‏)
ﺩﺍﺑﺎﻥ‏(ﭘﺎﺷﻨﻪ‏)
وقتی میگن زبان ترکی جز سه زبان برتر و باقاعده دنیاست به این میگن؛

اتاق
اتاق+لار
اتاق+لار+دا
اتاق+لار+دا+کی
اتاق+لار+دا+کی+لار
اتاق+لار+دا+کی+لار+دان
اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری
اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی
اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی+گتیر

تـــــــــــــــــــرکی هنــــــــــــــــر است
آيا مى دانيد:
1-زبان تركى سومين زبان زنده و توانمند دنياست؟
آيا مى دانيد:
2- زبان تركى 500 ميليون متكلم در جهان دارد؟
آيا مى دانيد:
3- زبان تركى 7200 سال قدمت دارد؟
آيا مى دانيد:
4- زبان تركى 100/000 وازه ى اصيل دارد؟
آيا مى دانيد:
5- زبان تركى 3500 فعل اصلى دارد؟
آيا مى دانيد :
6- زبان تركى 24/000 فعل غير اصيل دارد؟
آيا مى دانيد:
7- زبان تركى 46 زمان فعلى دارد؟
آيا مى دانيد:
8- 100% كلمات زبان تركى ريشه دارند؟
آيا مى دانيد:
9- زبان تركى زبان اكثريت مردم ايران است؟
آيا مى دانيد :
10- زبان تركى داراى 9 آوا است؟
آيا مى دانيد :
11- زبان تركى بعنوان زبان بين المللى در جهان به ثبت رسيده است؟
آيا مى دانيد :
12- زبان تركى بعنوان شاهكار زبان ها و ادبيات بشرى شناخته شده است؟
آيا مى دانيد:
13- از زبان تركى براى ارسال ديتاهاى رادارهاى جهان استفاده مى كنند؟
آيا مى دانيد :
14- زبان تركى را بعنوان زبان استاندارد يونسكو در اروپا و آمريكا مى شناسند؟
آيا مى دانيد:
15- زبان تركى داراى 450/000 عنوان كتاب در جهان است؟
آيا مى دانيد:
16- زبان تركى صاحب اولين دومين و سومين خط بشرى در جهان است                 🍃پس به ترکی صحبت کردنت افتخار کن