پول شویی تهدید یا فرصت

 

 

اگر بخواهیم تعریفی از پول شویی بکنیم به جرات میتوان گفت اگر فردی یا جمعی پول کثیفی را که که از راههای غیر انسانی مانند فروش مواد مخدر یا نگهداری و ترازیت آن یا تطمیع کارشناسان و کارمندان د ولت برای گرفتن امتیاز و بهرمندی از بعضی از رانت ها در نتیجه غفلت عمومی بدست آورد.و اگر با این پول ها زمین مغازه باغ گارگاه وغیره بخرد در واقع پول کثیف را به پول  تمیز تبدیل کرده است ودیدگاه مردم بخصوص عوام را نسبت به عملکرد قبلی خود را تغییر داده است حتی ممکن است تعدادی کارگر صنعتگر و مغازه دار و ابزار فروش از این پول ها منتفع گردندویا این  طیف پول های کثیف را در جریان تولید قرار دهد و حتی برای تطهیر گذشته کارهای عام المنفه انجام دهند در نماز جماعت شرکت کنند قاری قرآن ویا چند حرف حدیث در جمع در مورد خدا و پیامبر بیان کنند. 

چون موارد پول شویی قبح خود را در میان مردم از دست داده و کسی دیگر بدلیل استقبال عمومی و بی تفاوتی مردم شرمنده عمل خود نیست ودر  روابط عمومی واقتصادی کسی به حلال و حرام بودن این پول ها توجهی ندارد و این نشانه کم رنگ شدن ارزشهای انسانی در جامعه درحال  احتضار بالو میباشد  

 از آثار این امر کشیده شدن عده ای بیشتری به این نوع فعالیت کثیف میباشد در رابطه با این نوع تجارت غیر انسانی بالو در طول سالهای گذشته قربانیان کثیری را در پرونده خود دارد و چه خانواده هایی که متلاشی شدند چه بچه هایی که از نعمت پدر محروم شدند مرحوم قربانعلی رضایی  محبعلی ناصری فخرالدین خداقلیزاده چراغعلی اسکندری و تعدادی از مهاجرین کرد 

دومین آثار این پول های کثیف تبدیل مردم روستا به دو طبقه فقیر و ثروتمند می باشد که همین ثروتمندان با تغییر 180 درجه ای زندگی و بهره مندی از مزایای مادی مجموعه رفتار های پول شویی یک نوع احساس حقارت در طبقه فقیر ایجاد می کنند و طبقه فقیر دو راه بیشتر ندارد یا خود و خانواده اش را از این افراد دور کند و یا سازگاری نماید در شب نشینی های خانوادگی مردم نحوه زندگی آنها نقل مجالس است شرح دارایی ها زرق و برق عروسی دختران و پسرا ن آنها جهیزیه دختران آنها ماشین سواری همسر و فرزندانشان دکوراسیون منزل آنها روابط و نفوذ آنها در ادارات دولتی گرفتن ژست مسلمانی ورود و خروج حسابهای بانکی انها والبته همین افراد عمله های بی مزدی دارند که کار آنها تعریف وتمجید از این افراد در خانه ها و قهوه خانه ها و قبرستانها ست 

سومین آثار پول شویی گسترش اعتیاد که گریبان اکثریت خانواده ها را گرفته است بالو در گذشته چند معتاد بیشتر نداشت که بجز سه مورد بقیه بالوی نبودند و سن اعتیاد حول و حوش چهل به بالا بود و همین تعداد هم سربار جامعه نبودند و چرخ زندگی را خود می گرداندند ولی امروزه اکثر معتادان سربار جامعه هستند و خانواده این افراد زندگی را به سختی ادامه می دهد کار نمی کنند ویا گدایی میکنند یا دزدی ویک چهره زشتی برای بالو ترسیم کردند ولی باید مواظب جوانان سالم بود چون یک معتاد غیر قابل اصلاح میباشد. 

چهارمین آثار پول شویی از بین رفتن هر گونه فرصت زندگی بهتر و راحت وشغل و درامد  قابل اعتماد . پول شوها بدلیل دسترسی به اطلاعات دست اول و داشتن سرمایه سهل وصول هر گونه فرصت زندگی را از دیگران گرفتند چون برای انجام کارهای با درآمد تضمین شده و پر درامد نیاز به سرمایه و رانت دولتی است که بیشتر مردم بخصوص نسل جویای کار فاقد این عوامل هستند و این فرصت های طلایی نصیب این افراد میشوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ثبت احوال بصورت یکپارچه و منسجم در جهان مربوط به قرن نوزدهم میلادی است. در ایران همزمان با نوسازی و مدرنیزاسیون و نیاز به شناسایی اتباع جهت ایجاد ارتش منظم، اخذ مالیات و... تاسیس ثبت احوال در دستور کار قرارگرفت از این رو در جلسه مورخه 30 آذر ماه 1297 هجری شمسی به تصویب هیات وزیران رسید و با صدور اولین شناسنامه برای دختری به نام فاطمه ایرانی در تاریخ 3 دیماه 1297 در تهران فعالیت خود را آغاز کرد.

تا قبل از سال 1295 هجری شمسی ثبت وقایع حیاتی از جمله ولادت و وفات براساس اعتقادات مذهبی و سنت های رایج در کشور، با نگارش نام و تاریخ ولادت مولود در پشت جلد کتب مقدس از جمله قرآن مجید به عمل می آمد و از افراد متوفی نیز جزء نام و تاریخ وفات آنان که بر روی سنگ قبر ایشان نگاشته می شد اثری مشاهده نمی گردید. با گسترش فرهنگ و دانش بشری و نیز توسعه روز افزون شهرها و روستاها و افزایش جمعیت کشور،  نیاز به سازمان و تشکیلاتی برای ثبت وقایع حیاتی ضرورتی اجتناب ناپذیر می نمود. به تدریج فکر تشکیل سازمان متولی ثبت ولادت و وفات و نیز صدور شناسنامه برای اتباع کشور قوت گرفت. ابتدا سندی مشتمل بر 41 ماده در سال 1297 هجری شمسی به تصویب هیات وزیران رسید و اداره ای تحت عنوان اداره سجل احوال در وزارت داخله (کشور) وقت به وجود آمد؛ پس از تشکیل این اداره اولین شناسنامه به شماره 1 در بخش 2 تهران در تاریخ 16 آذر 1297 هجری شمسی به نام فاطمه ایرانی صادر گردید.

پس ازاین دوره اولین قانون ثبت احوال مشتمل بر 35 ماده در خرداد سال 1304 هجری شمسی در مجلس شورای ملی وقت تصویب شد. براساس این قانون مقرر گردید کلیه اتباع ایرانی در داخل و خارج از کشور باید دارای شناسنامه باشند.

سه سال پس از تصویب اولین قانون ثبت احوال یعنی در سال 1307 هجری شمسی قانون جدید ثبت احوال مشتمل بر 16 ماده تصویب گردید

ادامه نوشته

تصویری از تپه بالو بعد از خاکبرداری های مردم

ادامه نوشته

نگاهی گذرا به تاریخ تپه باستانی بالو

تصویری از تپه بالو

ادامه نوشته

نگاهی گذرا به تاریخ تپه باستانی بالو

كاوشها و بررسي تكه هاي سفالي ثابت ميكند كه اين ناحيه كه از هزاره پنجم قبل از ميلاد تا هزاره اول قبل از ميلاد بسيار آباد بوده و مدارك بسياري بصورت سفال در انواع مختلف پراكنده است .بهر حال نتيجه اين بررسي ها آگاهي به وجود فرهنگي عظيم از هزاره پنجم تا هزاره اول ميباشد و در اواخر هزاره اول قبل از ميلاد هيج آثاري وجود ندارد و اين به معناي آن است كه محل با قطع فرهنگي مواجه شده است . حتي ضمن خاكبرداري يكي از اهالي سكه اي پيدا كرده بود كه مربوط به مهرداد ششم پادشاه اشكاني ميباشد.بعنوان مثال در سده هاي نهم و هشتم قبل از ميلاد اين منطقه ميدان تاخت و تاز بين دولت مانا و اورارتو بودو يا يكي از بزرگترين لشگر كشي هاي تاريخي به اين سرزمين انجام گرفته لشگر كشي سارگون دوم پادشاه آشور در سال 714 قبل از ميلاد ميباشد . دولت آشور كه از حدود هزاره سوم قبل از ميلاد در شمال شرقي كشور عراق تاسيس شده بود يكي از پادشاهان قدرتمند ش بنام سارگون دوم در سصال 714 قبل از ميلاد به يك رشته لشگر كشي ( لشگر كشي هشتم) دست زد و پس از در نورديدن سرزمين ماننا وارد سرزمين اصلي دولت اورارتو شد . در كتيبه اش مي گويد كه ايزرتو پايتخت دولت ماننا را به آتش كشيده و تمام شهر هاي آن را به آتش كشيدم و آشوريان چون باد و سيل همه چيز را در قلمرو اورارتو بر سر راه خويش باخاك يكسان كردند حتي از مشاهده ديوار عمودي تپه ميتوان فهميد كه در طبقات مختلف چندين بار آتش سوزي روي داده و مجددا ساخته شده است يا ديواره ها در بعضي جاها بشدت پخته و خاكستر هاي سياهي بصورت رگه هاي عظيمي ديده ميشود و وجود كوزه هاي سفالي و ديواره هاي سنگي پي مانند وجود حيات در اين منطقه را تائيد ميكند با توجه به تشكيل سلسله هاي بزرگ  درقبل از ميلاد ونزاع دائمي آنها ميتوان گفتاين تپه هاي خاكستري نتيجه ي جنگ هايي است كه بر سرتصرف قلمرويكديگربه وجود آمده اند. بدين شكل كه وقتي دولتي با دولت ديگر يامردم قلعه اي باقلعه ايباقلعه اي  ديگر درگير جنگ ميشوند . تمام روستاها وقلعه هاي طرفين بخصوص مغلوب خراب وبه آتش كشيده ميشد وبعدازپايان  جنگ وايجادآرامش نسبي مردم اين قلعه هادباز گشته  و به علت موقعيت بهتر آن نقطه روي همان قلعه سوخته خود اقدام به ايجاد سر پناه ميكردند . اين آتش سوزي و انهدام در طول تاريخ صدها بلكه هزاران مرتبه صورت گرفته است .و عده ي ديگر معتقدند چون زرتشتي هاي اجساد مردگان خود را مي سوزاندنداين تپه ها باقي مانده بدن هاي سوخته زرتشتي ها هستند ولي با توجه به كتاب مقدس زرتشتيان آنها نه تنها مردگان خود را نمي سوزانند بلكه اين عمل سخت مورد نكوهش قرار مي دادند.و عده ي ديگر از باستان شناسان نظر داده اند كه چون مادها اجساد مردگان خود را مي سوزاندند بدين شكل آنها مردگان خود را يكجا جمع كرده  و آطراف وروي آنها را با هيزم مي پوشاندندو بعد آنها  را آتش مي زدندند ولي اين نظريه هم با توجه به اينكه در حفاريها و خاكبرداري ها اهالي و پيدا شدن كوزه هاي سفالي كه در درون آنها استخوان و بعضي هاي مورد نياز انسان وجود دارد اين نظر را رد ميكند .انسان ها در جاهاي اسكان يافتند كه نسبت به مناطق اطراف تا حدي بلند تر بود و انسان كه در كوهها و غارها زندگي مي كرد بعد از سرازير شدن به دشتها و كناره آب و غذ ا به آساني دسترسي داشته وبه آساني بتوانند از خود دفاع كنند " كول"در زبان تركي به معناي خاكستر و كول تپه يعني تپه خاكستري و در زبان كردي كول به معناي آتش و يا سعله آتش ميباشد.بعضي ها به اشتباه حدس مي زند اين تپه و تپه هاي ديگر از بقاياي آثار بجا مانده زرتشتي ها هستند و آتشكده مي باشند ولي با وجود اينكه تخت سليمان مركز زرتشتيان ميباشد ولي در آنجا هيچ آثاري از كول تپه ها وجود ندارد

 

اهميت جويها براي روستا ي بالو

جوي هاي كه در گذشته در روستاي بالو قرار داشت رنگ و جلوه خاصي به روستا داده بود اين جوي ها كه يكي هونه بود از وسط روستا ميگذشت و دو تاي ديگر كه از خان ارخي انشعاب پيدا ميكنندبعد از عبور از كنار جاده فرعي بالو به گجين وارد روستا شده و از جلو خانه خان "خان داملاري" ( منزل مسكوني نيت باراني) گذشته ودرقسمت هاي مركزي روستا مورد استفاده مردم قرار مي گرفت و بعدي از كنار مدرسه راهنمايي گذشته و قسمت هاي جنوب و جنوب شرق روستا از آن بهره مي گيرند و ديگري جوي "سقو سرووي" كه از كنار درمانگاه بالو مي گذشت كه  قبل از انقلاب قسمت احمد آباد از بهره مند بودند.امروزه هونه معروف به "چاي باشي" توسط اهالي پر و تبديل به راه ماشين رو شده است و ديگر جوي ها بدليل عدم احساس مئسوليت مردم و ورود آبهاي الوده منازل اهالي كه در مسير واقع شده اند باعث ايجاد تعفن در مسير خود شده و عامل ايجاد انواع بيماري هاي پوستي شده است .اين جوي ها در گذشته طروات و شادابي خاصي به روستا داده بود آن زمان كه روستا آب لوله كشي نداشت مردم آب شرب مصرفي خود را با گوزه هاي گلي كه توليد خود روستا بودند پر مي كردند و در جاهايي كه خورشيد نمي گرفت " گوزي" قرار مي دادند و يا در سماورهاي ذغالي مي ريختند.كنار اين جوي ها محل آشنايي ها براي تشكيل زندگي مشترك و محل اطلاع از وضع همديگر و محل بيان خبر هاي دست اول و محل خريدهاي زنان از فروشندگان دوره گرد و محلي براي بازي بچه ها و غيره  ودر اواخر سال ۸۷ دهیاری با سنگفرش کردن محل رودخانه هونه عملا آثار آن را از بین برد .

آب و خاك


 آب و خاك

 طبيعتاء انسان بدون وجود آب قادر به ادامه زندگي نيست و نبود آن باعث بخطر افتادن زندگي ميشوداز جمله نگراني هاي عمده كشاورزان بالو كم آبي و قطع در فصل تابستان مي باشد مردم اين مشكل را " قعس رو" مينامند مردم در موقع از سال دل نگران و افسرده  مي شدند و بشتر بحث ها در خانه ها و قهوه خانه ها در مورد اين مشكل بود و چه نفرين ها يي عليه عاملان اين قطعي نثار ميكردند .امروزه بدنبال وارد شدن امكانات حفر چاههاي عميق و نيمه عميق مردم تقريبا توانستند مشكل خود را تا حدودي حل كنند . در شمال روستا در باغچه قهوه چي ها در طرف حاجي آباد يك حلقه چاه عميق و در باغچه برادران مولودي يك حلقه چاه عميق ودر باغچه جهانگير مسكيني در غرب روستا در نزديكي تپه باستاني يك حلقه چاه عميق و در باغ آقاي كوچك صوفي يك حلقه چاه عميق ودر شرق روستا به شراكت چند نفر يك حلقه چاه عميق در جنب باغ غيرتمند حفر شده است و در جنوب روستا در باغ برادران كريمي و باغ خالد حيدري هر كدام يك حلقه چاه عميق حفر و مورد بهره برداري قرار گرفته است و كاريز يا قنات در روستاي بالو وجود ندارد.بر اساس نظر دانشمندان زمين شناسي نواحي اطراف درياچه اروميه زماني زير آب ( درياي تتيس) بوده     و حتي در اوايل دوران چهارم وسعت درياچه دو برابر مساحت فعلي آن بود ه است و سطح آب تا حدود 30 متر بيشتر از ارتفاع فعلي آن بوده است و ميتوان گفت كه جلگه اروميه بيشترش در زير آب بوده و نقاطي كه تحت تاثير آب درياچه واقع نشده اند و سطح آب زيرين انها در عمق مناسبي قرار دارد از بهترين خاكهاي اين ناحيه به شمار مي رود روستاي بالو داراي خاك فوق العاده مناسب و خوب بوده و داراي استعداد توليد محصولات مختلف بخصوص باغي با عملكرد رضايت بخش ميباشد . زمين ها مسطح و شيب آنها ملايم كه عمليات كشاورزي به سهولت انجام مي گيرد وخطر فرسايش زيادي نداشته و عمق خاك زياد و داراي املاح زيان آور نمي باشد . البته قبلا مردم از خاك تپه باستاني براي غني سازي زمين هاي كشاورزي استفاده وبه توليد و كيفيت بخشي محصولات بخصوص بوستان هاي خربزه و هندوانه كمك قابل توجهي مي كرد ولي امروزه خك برداري بهر شكل توسط دولت از قبل انقلاب ممنو ع شده است .

داستان مدرسه حیوانات

روزي روزگاري حيوانات در جنگل مدرسه اي برپا كردند تا  فرزندان دلبند خود را در آن با راهنمايي معلمان مجرب و مبرز آموزش دهند. سرگذشت چند نفر از شاگردان مدرشه شنيدني است!

اين چند نفر عبارت بودند از: خرگوش، اردك، سمور، عقاب و لاك پشت. واحدهاي درسي مدرسه هم متشكل بود از واحدهايي نظير: دويدن، شنا كردن، پرواز كردن، صعود كردن و استقامت. البته صرفنظر از قوانين مربوط به پيش نياز بعضي از دروس، حيوانات مدرسه مي توانستند به جاي برخي از دروس، واحدهاي اختياري برگزينند مانند پريدن به جاي واحد پرواز كردن و امثال آن.

وقتي كه سال تحصيلي مدرسه شروع شد شاگردان تمرينات نظري و عملي سختي را براي كسب مهارتهاي لازم شروع كردند. شاگردان در بدو ورود به مدرسه هر كدام در يك يا چند زمينه توانايي هاي چشمگيري داشتند ولي براي گذراندن دروس مدرسه لازم بود كه مقدار زيادي از وقت خود را صرف كسب مهارتهايي مي كردند كه توانايي كمتري در آنها داشتند.  براي مثال خرگوش كه خود دونده ماهري بود مجبور شد كه تمرينات دوندگي خود را رها كرده و به آموزش و تمرين پرواز كردن يا پريدن بپردازد و يا عقاب هم مجبورشد تمرينات پرواز خود در ارتفاعات كوه و دشت را رها كرده و وقت زيادي را براي يادگيري و تمرين شنا صرف كند و حيوانات ديگر هم .....

وقتي كه سال تحصيلي به پايان رسيد هركدام از شاگردان  مقداري مهارت در تعدادي از دروس در برخي موارد فقط به اندازه گذراندن واحد و گرفتن نمره 10 كسب كردند. البته منهاي لاك پشت كه تمرينات سخت پريدن و دويدن وي را مجبور به ترك تحصيل كرده بود!

    و در آخر سال حيوان ناشناسي! كه مختصري از هر يك از مهارتها را كسب كرده بود شاگرد ممتاز شناخته شد و لوح تقدير دريافت كرد!

زیارتگاه خلیفه محمد


 در باره این زیارتگاه و کسی که درون آن مدفون است اطلاعاتی در دست نیست ولی از سنگ روی قبر و شکل آن و حجاری رون آن متوجه میشویم مسلمان است مردم روستا هنگام ورود به محوطه زیارتگاه یاعبور از کنار آن احترام و ادب را نگه می دارند در دهه 50 دیواری گللی اطراف محوطه بود ولی دهه 60حصار از آجر همراه نرده فلزی اطرافش نصب کردند چون متولی بخصوصی ندارد هر کس بطور خودجوش خدمتی نسبت به این زیارتگاه انجام می دهدولی دردهه 70شبانه بدنبال حفاری های شبانه مکان زیارتی در سایر مناطق استان و حتی کشور این مکان حفاری ولی معلوم نشد چه چیزی بردندحفاری صورت گرفته عمدتا در طرف انتهایی صورت گرفته بود ولی باز هم تعدادی برای برآورده شدن آرزوهای خود بخصوص جوانان با چسباندن سنگ و یا کشیدن پارچه یشمیروی قبرو روشن کردن شمع و خواندن نماز و تلاوت قرآن مطلوب خود را طلب می کنندالبته در جوار این زیارتگاه از سادات مدفون هستند از جمله سید محمد سعید طاهری سید محمود طاهری و چند شهید جنگ ایران و عراق و اما در مورد این نوع زیارتگاها و تعداد آنها باید گفت که در ایران 1075 بارگاه و بعقه وجود داردکه به 5 دسته تقسیم میشوند:دسته اول شامل مکانهایی است که مربوط سادات ائمه اطهار  و نوادگان آنها میباشد مانند شاه چراغ در شیراز و غیرهدسته دوم شامل مکانهایی میشود که مربوط به دانشمندان و بزرگان علم دانش میباشد ولی مغول ها این نوع مکانها را تخریب میکردند مردم با نصب پارچه سبز بر روی انها از انهدام آنها جلوگیری کردنددسته سوم شامل مکانهایی است که افراد خواب نما با فریب مردم و ادعاهای بیهوده  بوجود آوردند ودر درون این قبور ساختگی چیزی وجود ندارد و متولیان برای رفع حاجات مادی خود به آنها رونق بخشیدنددسته چهارم شامل مکانهایی است که مربوط به فرماندهان عرب در دوران بنی امیه و بنی عباس میباشد که مورد بالو به این مورد محدود میشوددسته پنجم شامل مکانهایی است که افراد ثروتمند در دوران ناامنی کشور طلا و اشیا قیمتی خود در این محلها دفن کردند و با هدف جلوگیری از تخریب آن پارچه سبزی روی آن کشیدهاند و چون بعد پایان ناامنی باز نگشتند این مکانهاا دست نخورده باقی ماندند و حفاریها هم به این هدف صورت گرفته

ادامه نوشته

مسجد جامع بالو

 

 مسجد جامع بالو که فعلا به صورت زیبا و با شکوه و مظهری از اراده مردمی و علاقه قلبی آنان به اسلام ا نشان می دهد در سال 1365 به همت اهالی روستای بالو ساخته شد و کسانی بودند که شب و روز در در راه احیای مسجد زحمت می کشیدند هر کس توانایی مادی داشت مبلغی را ارائه می داد و در غیر اینصورت نیروی کار خود را در راه بازسازی بکار می بست .مسجد قبلی از گل و خشت خام ساخته شده بود وسقف ان چوبی بود سازنده اولیه مسجد فردی بنام سید ابراهیم که پدر بزرگ سید بزرگ س سید محمد سعید طاهری رحمت الله علیه بود ولی این مسجد بدنبال نآرامی های این منطقه در سالهای 1293 و 1294 به وسیله اشرار و جیلو ها ویران شد و بالو  به علت فرار اهالی به مناطق دیگر از جمله ترکیه مدت 7 سال خالی از سکنه بود چنانکه مرحوم محمد حسن سلمانی می گفت : در مرکز روستا ( کند ایچی) یک متر از انواع گیاهان دیده می شد که عبور و مرور را بسیار مشکل کرده بود وبعداستقرار مجدد مردم مردم به سرپرستی صادق آقا معروف به آرخ صادق پدر بزرگ صدق پروری ها مسجد ویران شده را از نوع بازسازی کردند وقتی مسجد به مرحله تیر ریزی رسید صادق آقا توانایی مالی جهت ادامه کار نداشت لذا باغ خود را که معروف به باغ حاج فرج بود فروخت تا بازسازی مسجد را به پایان برساند تیرها و ستونهای مسجد را از روستاهای لک و پر خریده و به کمک اهالی به روستا آورد و مالکین روستا بنام مرحوم مولودی کمکهای قابل توجهی در جهت ساخت مسجد نمودند با افزایش جمعیت بالو مسجد جوابگوی نماز گزاران نبود بخصوص در روزهای جمعه بنابرین عدهای از معتمدین و خیرین بالو با همکاری مردم مسجدی نو با بنای محکم واستوار ساختند و به همت مردم ساخت مسجد در سال 65 به پایان رسید و آقایان سلیمان تقی زاده برادران آقابالا زاده حاج عبد رحمان شیر جنگ و افرادی بصورت گمنام تلاش زیادی در راه عظمت بالو زحمات بی شائبه ای را کشیدند واین مسجد یادگاری از تلاش و همت مردم مسلمان در راه احیای خانه خدا و محل عبادت است.